
هفته آخر برای من معلم هم روزهای متفاوتی بود. روز چهارشنبه زنگ آخر ، قبل از ورود به کلاس( چهارم ریاضی )همکارم بمن گفته بود کلاس تدارک جشنی رو داده...خودم رو آماده کرده بودم وقتی اجازه جشن رو می گیرند، قانعشون کنم تمرینات کتاب رو حل کنیم در زنگ دیگری جشنشون و برگزار کنند...در همین فکر در کلاس رو باز کردم بارانی از زر و ...در هوا می چرخید...چیدمان U شکل صندلی ها ، به تعداد دانش آموزان پیتزا روی میز معلم ،آهنگ شاد و... همچنان مات و مبهوت بودم در عمل انجام شده قرار گرفته بودم.در حین تماشای شور و هیجان دانش آموزان در این فکر بودم چطور می شه این دانش آموزان رو به حل تمرینات کتاب وادار کرد؟اگر معلم خو...
ادامه مطلب